اسكندر بيگ تركمان

125

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر اسامى ساميهء شهزادگان كامكار و اولاد و اعقاب نامدار حضرت شاه جنت مكان و برادر زادگان عالى مكان شاهزادگان گرامى صفوى نژاد از فرزندان صلبى و فرزند زادگان نامى و برادر زاده‌ها كه در حين ارتحال در قيد حيات و در ظل عاطفت آن حضرت كامياب دولت و عزت بودند سى و پنج نفر بودند : بيست و سه پسر و دوازده دختر چنانچه در ذيل مبين ميگردد از آن جمله فرزندان صلبى از پسر و پسرزاده و دختر سواى چند نفرى كه در زمان حيات آن حضرت كسوت ممات پوشيده رخت هستى بسر منزل بقا كشيده‌اند و ذكر آنها متضمن فايدهء نيست بيست و دواند پسران صلبى نه نفر : اول نواب سكندر شأن سلطان محمد ميرزا چون تاريخ تولد شاهزادگان كامكار سواى سه شاهزادهء نامدار كه مرتبهء فرمانروائى يافتند به نظر كمترين نرسيده متعرض آن نشد اسامى ايشان و خلاصهء از اطوار جليه و احوال زكيه مرقوم كلك بيان ميگردد ، بالجمله ولادت آن حضرت در شهور سنه ثمان و ثلاثين و تسعمائة كه هشت سال از جلوس همايون شاه جنت مكان گذشته بود از بطن سلطانم صبيهء موسى سلطان موصلوى تركمان از امراء بزرگ بايندريه اتفاق افتاده ، « فرزند شاه طهماسب اول محمد آمد » تاريخ اين مولود گرامى است كه به اين اسم سامى موسوم و بلقب خدابنده ملقب گشته در زمان ارتحال والد غفران مآل چهل و شش ساله بود در تاريخ سنهء ثلاث و اربعين و تسعمائة كه آن حضرت شش ساله بود بسلطنت ديار خراسان ارتقا يافته محمد خان شرف الدين اغلى تكلو لله و امير الامراء گرديده آن حضرت در دار السلطنهء هرات بر مسند فرماندهى تمكن يافته محمد خان متكفل خدمت آن نوباوهء رياض دولت بود و چندين سال در دار السلطنهء مذكور بعافيت و كامرانى و اكتساب فضايل و كمالات نفسانى روزگار گذرانيده از جميع امور متداوله خبير و آگاه بود بفهم و فراست وجود و سخاوت متصف و همت عالى داشت كه حاصل بحر و كان در نظر همتش با خاك ره يكسان مينمود گاهى بنظم اشعار زبان گشوده « فهمى » تخلص ميكرد هزل و مطايبه و شكفته طبعى شيوه و شعارش بود و رقوم [ 96 ] اندوه و ملال بر صحيفهء خيال كمتر نگاشتى بعد از ايامى حضرت شاه جمجاه جنت مكان را شوق ديدار آن اصداف خلافت و شهريارى درى برج نصفت و بختيارى اعنى فرزند ارجمند سعادت پيوند غالب گشته او را بپايهء سرير اعلى طلب فرموده اسمعيل ميرزاى برادر اعيانى آن حضرت را بهرات فرستادند و بعد از اندك زمانى بنابر مصالح ملكى و حركات ناملايم كه موافق مزاج اقدس نبود او را طلب فرموده بقلعهء قهقهه فرستادند و ديگر باره نواب شاهزادگى به آن منصب ارجمند سرافرازى يافت بعد از واقعه قزاق تكلو كه معصوم بيك صفوى با فوجى از امراء و عساكر بدفع شر او مأمور گشته بود چنانچه در طى تحرير آن احوال سمت گزارش يافته فيصل پذير گرديد نواب شاهزادگى حسب الامر باتفاق فرزند ارجمندش سلطان حسين ميرزا بپايهء سرير اعلى آمده بعد از تجديد عهد ملاقات رخصت انصراف يافته